شرکت تدبیر انرژی امید

شرکت تدبیر انرژی امید
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «steve jobs» ثبت شده است

طرح نو

 فصل 1:قرن طراحان

 بخش دوم - طرح های مفهومی اپل در سال های دهه 1980

قسمت سوم (بخش پایانی)

لینک به بخش قبلی

 

تبلت مک[1]

یازده سال قبل از اینکه اپل اولین تبلت خود را عرضه کند ( مسج پد نیوتون 100 در سال 1993) اسلینگر یک طرح انقلابی برای کامپیوتر تبلت ارایه کرد که یک قلم الکترونیکی به همراه داشت.

 

 

مک مدولار[2]

اینجا یک نمایش دیگری از تبلت مک پیشنهاد شده به همراه چند وسیله جانبی مورد نیاز مثل صفحه کلید و دیسک خوان- نشان داده شده است

 

 

مک بوک[3]

در سال 1984 تیم فراگ دیزاین ایده مک بوک را دوباره بررسی کرد و این کامپیوتر لپ تاپ سفید با صفحه نمایش پهن را ساختند، که ممکن است طراحی مکینتاش قابل حمل[4] از آن نشات گرفته باشد.

 

مک بوک بخش دوم[5]

یک طرح بالقوه دیگر برای لپ تاپ مک بوک در سال 1984 طراحی شد که به نظر می آمد که برای کاربران حرفه ای ارایه شده است. هر دو نسخه مک بوک در این زمان یک بخش بیرون زده در پشت خود دارند.

 

مک فون[6]

از دیدن یک مدل مفهومی مک فون با صفحه نمایش لمسی لذت ببرید! در سال 1984 اسلینگر وسیله ای را مجسم کرد که به عنوان ابزار ارتباطی پیشرفته  به کار رود و قادر به ارسال دستنوشته ها به لیستی از مخاطبین باشد. در زیر یاددداشت امضای دو نفر دیده می شود: استیو جابز[7]  و جان اسکالی[8] مدیر اجرایی وقت اپل.

 

 

مک فون،  بخش دوم[9]

تصویر دیگری از مک فون که ظرافت های آن را نشان می دهد.

 

 

مک فون، بخش سوم[10]

نمای روبرو از مک فون با گوشی بسیار نازک و ظریفش

 

جاناتان مک[11]

هر از چند گاهی استیو جابز از تیم فراگ دیزاین می خواست که رنگ سیاه زغالی را در طرح هایشان به کاربرند. یک نمونه اش  را در کامپیوتر جاناتان مک مشاهده می شود. در طی زمانی که جابز در شرکت نکست بود شکل های گوناگونی ازطرح جاناتان مک را در کامپیوتر رومیزی نکست استیشن[12] استفاده کرد

 

 

بچه مک[13]

اسلینگر در انتهای همکاری خود با اپل "بچه مک" را به وجود آورد. در 1985 پس از اینکخ استیو جابز- به دلیل کشمکش مداومش با جان اسکالی مدیر اجرایی وقت اپل- شرکت را ترک نمود این نمونه نیز محو شد.

 

 

بچه مک، بخش دوم[14]

بچه مک برای اسلینگر خیلی مهم بود. او در کتابش طراحی برای آینده- از این طرح به عنوان: " بهترین طرحی که هرگز به تولید نرسید" یاد می کند. این طراح سعی کرد آخرین تکنولوژی ها را در این طرحش به کار ببرد: "ما با توشیبا بر روی یک لامپ پرتو کاتدی جدید کار کردیم تا بر خلاف مونیتورهای معمول نمای ارزان قیمت نداشته باشد در ضمن ما صفحه تخت را نیز در نظر داشتیم. برای اینکه این مدل را تا حد امکان کوچک کنیم، صفحه کلید و موس بی سیم را نیز آزمایش کردیم."

 



[1] Tablet Mac

[2] Modular Mac

[3] MacBook

[4] Macintosh Portable

[5] MacBook, part two

[6]Macphone

[7] SJ stands for Steve Jobs

[8] JS stands for then-CEO John Sculley

 

[9] Macphone, part two

[10] Macphone, part three

[11] Jonathan Mac

[12] NeXTstation

[13] Baby Mac

[14] Baby Mac, part two

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۵

طرح نو

 فصل 1:قرن طراحان

 بخش دوم - طرح های مفهومی اپل در سال های دهه 1980

قسمت دوم

لینک به بخش قبلی

مک بوک[1]

یکی از مهندسان اپل به نام بیل اتکینسون[2] به اسلینگر ایده طرح های مفهومی که دارای تکنولوژی هایی مانند صفحات نمایشی تخت لمسی و یا تلفن هستند را داد. این پیکره نمای اولیه مک بوک چیزی انقلابی را رایه کرد: یک صفحه نمایش تخت بزرگ. بر طبق بخشی از کتاب " طراحی برای آینده" استیو جابز این لپ تاپ مفهومی را به تیم مک در سال 1983 داد و گفت که اپل نیاز دارد که این وسیله را بسازد و آه از نهاد گروه در آمد. اپل در نهایت اولین کامپیوتر قابل حمل خود که مکینتاش قابل حمل نامیده شده و بسیار بزرگ بود- را در سال 1989 عرضه کرد و بعدا سری لپ تاپ واقعی که پاوربوک نامیده شد را در سال 1991 به بازار داد.

 

 

مطالعات مکینتاش، بخش دوم

نمونه دیگر برای طرح مفهومی مطالعات مکینتاش ترکیبی از پروتوتایپ های سونی و آمریکانا بود.

 

میز کار صفحه تخت[3]

طرحی که بسیار از زمانه خود جلوتر بود. این طرح صفحه لمسی تخت که در سال 1982 به وجود آمد، هیچ وقت راهی بازار نشد. به قلم الکترونیکی کلفت آن توجه کنید!

 

کامپیوتر رومیزی صفحه تخت بخش دوم[4]

پروتوتایپ بسیار جالب  با دو صفحه نمایش تخت که یک صفحه کلید معمولی را به همراه دارد. سال ها طول کشید تا سخت افزارها بتوانند محصولات با دوصفحه نمایش را پشتیبانی کنند و وسع کاربران به خرید آنها برسد!

 

 

ایستگاه کاری یا رایان‌کُنج[5] لیزا[6]

چشم انداز اسلینگر برای کامپیوتر ایستگاه کاری لیزا به مراتب بهتر از گروه محصولات عرضه شده لیزا بود.

 

 

مک موسیقی[7]

این یک پروتوتایپ مک موسیقی است که استفاده کنونی اهالی موسیقی از کامپیوترهای اپل پیشگویی می کند.

 

 

میزکاری[8]

برخلاف دیگر طرح های کامپیوتر مک، این نمونه شامل تلفن و پرینتر نیز هست.

 

 

لینک به قسمت سوم 



برگرفته شده از سایت teo-co.blog.ir



[1] MacBook

[2] Bill Atkinson

[3] Flat-screen workstation

[4] Flat-screen workstation, part two

[5] ایستگاه کاری یا رایان‌کُنج (به انگلیسی: Workstation) یک ریزرایانه سطح بالا است که برای کاربردهای فنی و یا علمی طراحی شده است. منظور از طراحی آن این بوده است که در هر زمان یک نفر از آن استفاده کند ولی همزمان به یک شبکه محلی متصل باشند و سیستم عامل چند کاربری را اجرا کنند. ایستگاه کاری همچنین برای اشاره به ترمینال کامپیوترهای بزرگ و یا کامپیوتری که به شبکه متصل باشد نیز استفاده می شود.

[6] Lisa workstation

[7] Music Mac

[8] Workbench

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۵ ، ۱۴:۱۳

طرح نو

 فصل 1:قرن طراحان

 بخش دوم - طرح های مفهومی اپل در سال های دهه 1980

قسمت اول

لینک به بخش قبلی

سبک سونی[1]

شش سال پس از تولد کامپیوتراپل،  بنیانگذار و رئیس هیات مدیره استیو جابز به این نتیجه رسید که شرکتش به شدت به یک سیستم طراحی متحد نیاز دارد. در کتاب "طراحی به سمت جلو" هارتموت اسلینگر طراح صنعتی افسانه ای و بنیانگذار شرکت طراحی " فراگ دیزاین"  شرح می دهد که چگونه شرکتش و استیو جابز با همکاری یکدیگر حس سبک پردازی و طراحی اپل را روان ساختند.

در سال 1983 هر بخش محصول اپل رئیس طراحی مخصوص به خود را داشت. با دانستن اینکه این رویکرد باعث بی نظمی خواهد شد و با پیروی از فرآیند مشابهی که شرکت زیراکس پیش گرفت- چندین طراح در مرکز کوپرتینو کالیفرنیا شرکت اپل یک مسابقه بین دو شرکت مهم طراحی جهانی برگزار کردند. چنانکه در کتاب "طراحی به سمت جلو" آمده است: " اپل برنده را انتخاب خواهد کرد و طرح برنده به عنوان چارچوب زبان جدید طراحی اپل برگزیده خواهد شد". 

در این کتاب اسلینگر شرح می دهد که چگونه او نواقص فرآیند طراحی محصول اپل را دریافت و مصاحبه گر خود استیو جابز را به وجد آورد. در آن هنگام جابز رویای فروش یک میلیون مک را در سر داشت توجه کنید که در آن زمان یکصد هزار اپل 2 فروش رفته بود.

" من به استیو برای رسیدن به هدفش چند پیشنهاد ارایه کردم. اول، اپل سیستم های کاملا متفاوتی برای فرایندهای زیر احتیاج داشت:

·        مهندسی

·        مشارکت با شخص ثالث

·        ساخت

·        تدارکات

·        طراحی

همچنین من پیشنهاد کردم  برای جبران عدم داشتن بخش مهندسی مکانیک در سطح جهانی، اپل از شرکت هایی مانند سونی، کانون، سامسونگ و دیگر شرکتهای لوازم الکترونیکی در آسیا به عنوان شرکای توسعه و تولید استفاده کند. مهم تر از همه، من توضیح دادم که ضروری است که تیم طراحی مستقیما با او در ارتباط باشند و طراحی باید به طور جدی در برنامه ریزی استراتژیک اپل درگیر شود.

پس از گذراندن آزمون شفاهی، فراگ دیزاین گلچینی از پیکرنماهای[2] اولیه کامپیوترها به اپل ارایه کرد تا یک قرارداد سودآور دو میلیون دلاری را برده و مهمتر ار آن اجازه اداره کامل طراحی اپل را به دست گیرد که نهایتا این شرکت آلمانی در این کار موفق شد.

در میان کارهای مختلفی که در جریان بود، جابز اصرار کرد که اسلینگر کامپیوتری بیافریند که استاندارد طراحی ساده و در عین حال هوشمندانه سونی را داشته باشد. که با توجه به سابقه کار اسلینگر با سونی پیش از اپل این کار نسبتا ساده ای برای او بود. اما هزینه بالای مونتاژ و "با حال نبودن" باعث شد که این ایده به کناری گذاشته شود.

 

 

آمریکانا[3]

در کتاب "طراحی به سوی آینده" اسلینگر شرح می دهد که چگونه پروتوتایپ نشان داده شده در شکل از طراحی های کلاسیک آمریکایی به ویژه طرح های ریموند لووی[4] برای استودبیکر[5] و دیگر سازندگان خودرو، محصولات خانگی الکترولوکس و بطری کوکاکولا الهام گرفت. متاسفانه آمریکانا به اندازه کافی نوآورانه نبود.

 


 

میز کار[6]

نمونه "میزکار" با این شکل انحنا دارش انحرافی از بقیه کامپیوترهای مک بود. در سراسر کتاب، اسلینگر شرح می دهد که چه چیزی الهام بخش طرح های اوست ولی  این پارگراف به ویژه جالب است:" چنانکه من ایده های گوناگون را برای رخ این شکل/طرح جدید بررسی می کردم، به تاریخ نگریستم، به ویژه افسانه شناسی بومیان (سرخ پوستان) آمریکا، چون من فکر کردم که طراحی اپل باید ریشه در گذشته ساحل غربی آمریکا داشته باشد. این جستار ما را به اشکال هندسی و نگاره های ناواهو[7] و سپس هنر های آزتک[8] -که کنده کاری هایشان بر سنگ اشکال فضانوردان را به خاطر می آورد- رهنمون کرد. آن نگاره ها الهام بخش ما برای طراحی کامپیوترهای اپل به شکل آدم های کوچک و صفحه های نمایش به شکل یک صورت شدند."

  

لوح[9]

در کتاب "طراحی به سوی آینده" اسلینگر بیان می کند که بودن در بین برنامه نویس ها -که مونیتورهایشان که پر از برنامه ها و کدهای انتزاعی شکل است- الهام بخش مدل لوح سنگی شد: یک طرح کامپیوتر مفهومی پر از خطوط و طرح های نواری شکل. پس از حمل پروتوتایپ ها به اپل دو شرکت (اپل و فراگ دیزاین) بر زبان طراحی سفید برفی[10] توافق کردند که معمولا در آن از سفید به عنوان رنگ پایه استفاده می شد و بر عبارت " خطوط، شکل لوح سنگی و نه زاویه" تاکید داشت.

در کتاب جزئیات بیشتری در مورد طراحی " سفید برفی" روشن می گردد:

" لوح هایی با سطوحی با حداقل طرح / نقش، بدون رنگ، حداقل زاویه های گذار، و اندازه ها و حجم های تا حد امکان کوچک."

 

پیکرنما اپل 2[11]

این طرح مفهومی پیشرو برای اپل 2 شامل یک بخش باله مانند، گوشه های منحنی، و یک مونیتور تخت یک تکنولوژی کمیاب در سال های اولیه ده 1980 - است.

 

مطالعات مکینتاش[12]

پروتوتایپ های کامپیوترهای رومیزی "مطالعات مکینتاش" نخستین نمونه های مکینتاش را به خاطر می آورند که دو سال قبل از طراحی این دو طرح معرفی شده بودند.  رنگ آبی هم برای اپل بد به نظر نمی آید، مگرنه؟!

 

 


لینک به قسمت دوم





[1] Sony style

[2] Mockup

[3] Americana

[4] ریموند لووی (به فرانسوی: Raymond Loewy) (زاده ۵ نوامبر ۱۸۹۳ – درگذشته ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۶) طراح صنعتی آمریکایی متولد فرانسه بود که به خاطر تلاشهای خود در طراحی‌های انواع صنایع به شهرت بزرگی دست یافت. در این خصوص وی توسط مجله تایم شناخته شد و در روی جلد ۳۱ اکتبر ۱۹۴۹ این مجله برجسته شد. او بیشتر دوران حرفه‌ای شغلی خود را در آمریکا سپری نمود. از میان طرح‌های ریموند لووی می‌توان به طراحی لوگوی شرکت‌های بزرگی چون شل،اکسون، شرکت هواپیمائی TWA، و لوگوهای سابق شرکت بریتیش پترولیوم BP، شرکت خدمات اتوبوس Greyhound Scenicruiser، دستگاه فروش سکه‌ای نوشابه کوکا کولا، لوکوموتیوهای GG1 , S-۱ راه آهن پنسیلوانیا، بسته‌های سیگار Lucky Strike، یخچال فریزرهای Coldspot و سامانه انتقال Air Force One آمریکا. زندگی شغلی او هفت دهه به طول انجامید.

[5] استودبیکر، (به انگلیسی: Studebaker) شرکت خودروسازی آمریکایی بود، که در زمینه تولید وسایل نقلیه، خودرو، کالسکه و واگن فعالیت می‌کرد. شرکت استودبیکر در سال ۱۸۵۲ توسط برادران استودبیکر تاسیس شد و در سال ۱۹۶۷ منحل گردید.

[6] Workbench

[7] ناواهو (به انگلیسی: Navajo) نام یکی از بزرگ‌ترین قبایل سرخ‌پوست ایالات متحده آمریکاست. این قبیله در ایالات آریزونا و جنوب یوتا مستقر است و ۳۰۰٬۰۰۰ جمعیت دارد.

[8] آزتک‌ها، یک تمدن آمریکای مرکزی را در مکزیک مرکزی شامل می‌شدند که دارای اسطوره بسیار غنی بودند. آزتکاتل به زبان خود آزتک‌ها یعنی ناهواتل، در لغت به معنی افرادی است که از آزتلان (سرزمین افسانه‌ای آزتک‌ها) می‌آمدند. آزتک‌ها خود را بیشتر مکزیکا صدا می‌کردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیک مشتق شده است. در سال ۱۸۱۰، طبیعت‌شناس پروسی الکساندر فون هولمبولدت برای اولین بار لفظ مدرن آزتک را برای این تمدن و یا ملّت، ابداع کرد. پایتخت آزتک‌ها تنوشتیتلان نام داشت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۵۲۱، دوازده نفر بر آن فرمانروایی کردند. پس از جنگ‌های خونین، در ۱۳ اوت ۱۵۲۱، آخرین حکمران آزتک‌ها خود را تسلیم اسپانیایی‌ها کرد.

[9] Slate

[10]Snow White design language

[11]Apple II mockup

[12] Macintosh Studies


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۵

طرح نو

فصل 1:قرن طراحان

بخش اول هارتموت اسلینگر (قسمت دوم)

لینک به بخش قبلی

این طراح  به استیو جابز جوان گفت که کامپیوترهایش زشتند...

و آنچه بعدا اتفاق افتاد اپل را تا ابد تغییر داد.

 

 

نمونه دیگری از طرح های اولیه اسلینگر که می تواند جد آی واچ باشد!


سوال: در مورد سختی کار با استیو جابز چه نظری دارید؟

اسلینگر: به نظر من تصویری که از استیو نزد عموم درست شده خیلی غلط است. و خیلی حرف و حدیث وجود دارد و بر اساس نظرات شخصی افراد و خیلی موردی است. او آدم  خیلی اصیل  و با استعدادی بود، چیزهایی را می توانست ببیند که دیگران نمی توانستند ببینند.  خیلی آدم شجاعی بود و در قید و بند منیت خودش نبود، خلافیت را قبول می کرد و به آن احترام می گذاشت. او می گفت" چیزی که من نمی توانم انجام بدهم، تو انجام بده". این چیزی بود که من از استیو یاد گرفتم: من نمی توانم همه کارها را انجام دهم و برای انجام دادن آنها باید کس دیگری را به عنوان شریک بپذیرم. استیو واقعا آدم باهوشی بود. وقتی عصبانی می شد به دلیل این بود که حماقت را نمی توانست تحمل کند و نمی توانست نادرستی و پر مدعایی را قبول کند. او ایردات خود را داشت و هنوز عده ای به دلیل آنها غر می زنند ولی حقیقتا آدم خوبی بود.

سوال: شما اپل و استیو جابز را درمقایسه با دیگر شرکت های فن اوری بزرگ چگونه می بینید؟

اسلینگر: خیلی روشن است که رهبران بسیاری از شرکتهای بزرگ برای اینکه در آینده چه باید کرد هیچ ایده ای ندارند. استیو می توانست آینده دراز مدت را ببیند ونه فقط آینده نزدیک را. این خیلی مهم است.  اتفاق خوبی که افتاد این بود که در سالهای 1982 تا 1984 اپل در بحران بود و بنابراین روشن بود که مکینتاش به تنهایی کار زیادی نمی توانست انجام دهد اگر بر آن تغییراتی صورت نمی گرفت. اپل نیاز به یک انقلاب داشت و موفق هم شد.

سوال: درباره اوضاع کنونی سیلیکون ولی چه نظری دارید؟

اسلینگر: سیلیکون ولی خلاق ترین جا روی کره زمین است. اما وقتی مردم خیلی به سرعت خیلی ثروتمند می شوند بی اعتدالی نیز وجود خواهد داشت. بعضی از شرکت های صاحب شبکه های اجتماعی بیش از پیش به سو استفاده از اطلاعات خصوصی مردم می پردازند و امید دارند که در ازای میلیاردها دلار توسط شرکت های بزرگ جمع آوری اطلاعات خریداری شوند. وقتی حرص و طمع با زرق و برق و چیزهای جعلی جمع می شوند حباب ناپایداری درست می شود: افراد زیادی می خواهند پولدار شوند بدون اینکه چیز معنا داری برای مردم انجام دهند، یک چیزی برای پیشرفت و بهبود وضع زندگی. استیو بر پول متمرکز نبود او عاشق محصولات بود.

سوال: در مورد آی واچ که به زودی وارد بازار خواهد شد چه نظری دارید؟ برای اینکه موفق شود به چه چیزی احتیاج دارد؟ (توجه داشته باشید که این مصاحبه پیش از ارایه آی واچ انجام شده است)

 

 

سیلیکون ولی خلاق ترین جا روی کره زمین است. اما وقتی مردم خیلی به سرعت خیلی ثروتمند می شوند بی اعتدالی نیز وجود خواهد داشت. بعضی از شرکت های صاحب شبکه های اجتماعی بیش از پیش به سو استفاده از اطلاعات خصوصی مردم می پردازند و امید دارند که در ازای میلیاردها دلار توسط شرکت های بزرگ جمع آوری اطلاعات خریداری شوند. وقتی حرص و طمع با زرق و برق و چیزهای جعلی جمع می شوند حباب ناپایداری درست می شود: افراد زیادی می خواهند پولدار شوند بدون اینکه چیز معنا داری برای مردم انجام دهند، یک چیزی برای پیشرفت و بهبود وضع زندگی. استیو بر پول متمرکز نبود او عاشق محصولات بود.

 

اسلینگر: ساعت های هوشمند کنونی یک مساله مهم را متوجه نشده اند: به نظر من احتیاجی به وسیله اضافی برای ارتباط با تلفن هوشمندی که در دست یا جیب کاربر است، وجود ندارد!  اینکه تلاش کنیم تا وسایل تکنولوژیک به ویژه وسایل ارتباطی- به حالت پوشیدنی و به تن آراستنی در آید کار معقولی است ولی باید خود یک وسیله کاملی باشد. همچنین باید نفاطی غیر از مچ دست برایشان در نظر گرفته شود چون برای مچ دست آراستنی های دیگری - که معمولا با ارزش تر هستند- در نظر گرفته شده است مثل ساعت معمولی برای مردان که می تواند تا ده ها هزار دلار بیارزد! شما هیچ وقت یک ساعت قیمتی لوکس را کنار نمی گذارید که یک تکه پلاستیک و آلومینیوم را به دست کنید! به همین دلیل است که اپل الان در حال استخدام مدیران سطح بالا از شرکتهای ساعت ساز لوکس سوئیس است. اگر اپل محصول آی واچ خود را عرضه کند باید از لحاظ کارکرد، طراحی و پرستیژ بر آی فون برتری داشته باشد والا هر چیز دیگر منطقی نیست.

مک فون (Macphone) طراحی شده در سال 1984 توسط اسلینگر - ایده ای که شاید پدر تبلت ها و گوشی های هوشمند کنونی باشد.


سوال: در مورد آینده تکنولوژی های پوشیدنی چه نظری دارید؟

یک طراح همیشه باید آینده را مجسم کند. در حوزه های تک من در حال طراحی چیزهایی هستم که مردم به تن کنند. تکنولوژی دیجیتال هم اکنون به حسگرهای (سنسورهای) هوشمند گسترش پیدا کرده و نهایتا به صورت بخشی از بدن ما در خواهد آمد. یک طراح باید همیشه فکر کرده و در طراحی آینده را در نظر بگیرد. در حال حاضر آنچه که دانشمندان در آزمایشگاه ها بر آن کار می کنند مثل امواج الکترومغناطیسی که برای بهبود کارکرد مغز به کار می روند بسیار الهام بخش است. ما در آینده صاحب ماشین هایی خواهیم شد که فکر کردن ما را بهبود می بخشند و ما طراحان باید در فکر آفریدن مفاهیم انسانی باشیم پیش از آنکه دانشمندان غولهای بی شاخ و دم تکنولوژیک بسازند.

سوال: در مورد وضعیت امروز اپل چه نظری دارید؟

اسلینگر: سرجمع با تمام انتقادها -از جمله انتقادهای خودم- اپل یک شرکت فوق العاده است که کاملترین تجربه مشتری را ارایه می دهد، از طراحی و فن آوری گرفته تا مهندسی، برنامه نویسی، تولید، خرید و پشتیبانی. مردم در شانگهای، نیویورک و میلان صف می کشند تا محصولاتش را بخرند. فروشگاه های اپل بسیار هوشمندانه طراحی شده اند، در آنها محصولات تکنولوژیکی مثل محصولات شانل و لویی ویتان عرضه می شوند. استیو جابز متوجه شد که اگر محصولاتش را در فروشگاهی مثل Best Buy و یا Dixons عرضه کند آنها ارزش خود را از دست می دهند دلیلش هم نحوه افتضاح عرضه و نمایش محصولات در آنجاست. اپل تمام فرآیندها از الف تا ی، از زنجیره تامین گرفته تا تعامل با مشتری کنترل می کند و به خاطر همین در حال حاضر غیر قابل شکست است. این ارزش راستین اپل و جالبترین میراث استیو است. خطری که اپل را تهدید می کند اینست که آنها بر اثر موفقیتشان احساس بی خیالی و راحتی کنند و -همانگونه که قبلا هم اتفاق افتاده- دوباره فراموش کنند که انقلابی و خلاق باشند. هیچ کس نمی تواند برای همیشه  جلودار باشد اگر نوآوری نکند و همیشه خودش را مورد انتقاد قرار ندهد.

تبلت مک (Mac Tablet) طراحی شده در سال 1982

سوال: این روزها چه می کنید؟

اسلینگر: من نیمه-بازنشسته هستم و در چین درس می دهم جاییکه یک دانشگاه برای طراحی و نوآوری استراتژیک بنیاد نهاده ام که شامل طراحی صنعتی، برندسازی، ارتباطات و استراتژی کسب و کار است. همچنین به مدیران شرکت ها در زمینه ساختن برندهای جهانی را با کاربرد طراحی کمینه گرا و موجز که درآن کمتر و ساده تر بیشتر و بهتر نتیجه می دهد- مشاوره می دهم. در ضمن کتاب می نویسم تا تجربیاتم را با طراحان و کارآفرینان جوان در میان بگذارم و آنها سریع تر یاد بگیرند. وقتی پیرتر می شوی باید بیشتر فکر کنی و کمتر انجام بدی، من هم دارم همین کار را می کنم!


لینک به بخش بعدی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۷

طرح نو

 فصل 1:قرن طراحان

 بخش اول - هارتموت اسلینگر


لینک به بخش قبلی


این طراح  به استیو جابز جوان گفت که کامپیوترهایش زشتند... 

و آنچه بعدا اتفاق افتاد اپل را تا ابد تغییر داد


مصاحبه ای خواندنی از سایت بیزینس اینسایدر با هارتموت اسلینگر


طراح آلمانی هارتموت اسلینگر: این طراح  به استیو جابز جوان گفت که کامپیوترهایش زشتند!


طراح آلمانی هارتموت اسلینگر در سال 1982 با استیو جابز دیدار کرد. جابز از او پرسید نظرش در مورد اپل چیست او پاسخ داد که ایده جالبی است ولی طراحیش بد است.

اسلینگر به زودی به اپل پیوست، جاییکه در آن با همکاری استیو جابز  طرح های مفهومی پیشگامانه ای که محصولاتی همچون آیفون، آی پد، و آی واچ را به ذهن می آورند - ولی هیچ وقت وارد بازار نشدند- را خلق کرد.

ما با اسلینگر در مورد اپل، مشکلات ساعت های هوشمند، ریسک عدم آینده نگری در طراحی و نقص های دیگر شرکت های تکنولوژی صحبت کردیم[1]. در اینجا متن اصلاح شده مصاحبه آورده می شود:

سوال: چگونه همکاری با اپل را آغار کردید؟

اسلینگر: من آن موقع هشت سال بود که با سونی در ژاپن کار کرده بودم - سی و پنج سال پیش- پس از اینکه اپل 2ئی را دیدم، تلاش کردم که مدیران سطوح بالای سونی را برای طراحی کامپیوترهای شخصی متقاعد کنم ولی آنها به کامپیوتر شخصی اعتقاد نداشتند. آنها عقیده داشتند که این یک بازار سرگرمی است و آی بی ام و اچ پی غیرقابل رقابت هستند. نهایتا من قرارداد انحصاری خودم را با سونی تغییر دادم به طوریکه بتوانم با بعضی شرکتهای آمریکایی فعال در مورد کامپیوترهای شخصی کار کنم. اول با اچ پی صحبت کردم. واقعا آدمهای خوبی بودند ولی قدرت تصمیم گیری نداشتند. همه در اچ پی فکر می کردند که آنها هر کاری دلشان خواست می توانند بکنند، ولی طراحی یک مساله استراتژیک است. شما باید در ارتباط  مستقیم با مدیرعامل باشید و دریابید که شرکت لازم چه مسیری را طی کند. آخر کار در ژانویه سال 1982 از طریق یکی از دوستانم با استیو جابز ملاقات کردم.

 

اسلینگر می گوید " جابز از اینکه به او گفتم محصولاتش بی نهایت زشتند و  باعث ریخت و پاش در تولید  می شوند، اصلا خوشش نیامد ولی وقتی برایش توضیح بیشتری دادم و دلایل را بیان کردم قضیه را درک کرد.

 

 

سوال: چگونه توانستید توجه جابز را به خود جلب کنید؟

اسلینگر: جابز از من پرسید نظرم در مورد اپل چیست من گفتم که ایده جالبی است ولی طراحیش بد است. خود استیو فهمیده بود که آنها مشکل دارند. ولی از اینکه به او گفتم محصولاتش بی نهایت زشتند و  باعث ریخت و پاش در مرحله  تولید می شوند، اصلا خوشش نیامد اما وقتی برایش توضیح بیشتری دادم و دلایل را بیان کردم قضیه را فهمید. استیو گفت که اپل یک مسابقه طراحی برگزار خواهد کرد که من برنده آن شدم. پس از آن معلوم شد که طراحان داخلی به اندازه کافی خوب نبودند، بنابراین من را مسوول بازسازی کل فعالیت های طراحی در اپل کرد، البته خارج از اختیار مهندسان و با ارتباط مستقیم با او.


سوال: کار کردن با استیو جابز چطور بود؟

اسلینگر: استیو فوق العاده با استعداد بود ولی به آموزش زیادی نیاز داشت. البته من هم چیزهای زیادی از او یاد گرفتم  و کار تیمی ما دو تا با هم بسیار خوب و نتیجه بخش بود. در ابتدای کار ما یک قانون ساده را برقرار کردیم: وقتی در مورد چیزی توافق نداشتیم مصالحه نمی کردیم و کوتاه نمی آمدیم، فقط موضوع را کنار می گذاشتیم و راه حلی برای چیزی که هر دو بر آن موافقت داشتیم پیدا می کردیم. نتیجه مصالحه در کار ما همیشه چیزی بدی است.

مثلا من یک محصول نوی را طراحی می کردم و یا برای یک محصول جدید پیشنهادی ارایه می کردم، اگر استیو ازشان خوشش نمی آمد، معلوم بود که به اندازه کافی خوب نیستند. و وقتی او چیزی را پیشنهاد می داد که یک کمی کپی از کار و محصولات دیگران بود من می گفتم ما کپی نمی کنیم ما چیزهای نو می آفرینیم. استیو یک تمایلاتی برای انجام کارهایی که بقیه می کردند ولی به نحو بهتر- داشت و من کاملا با این ایده مخالف بودم. ما هیچ وقت سر همدیگر داد نزدیم. بزرگترین مشکلی که بقیه داشتند این بود که استیو جوان بود و همه خیال می کردند که به واسطه جوانی او نظراتشان  کنار گذاشته می شود.

 

 

 در ابتدای کار ما یک قانون ساده را برقرار کردیم: وقتی در مورد چیزی توافق نداشتیم مصالحه نمی کردیم و کوتاه نمی آمدیم، فقط موضوع را کنار می گذاشتیم و راه حلی برای چیزی که هر دو بر آن موافقت داشتیم پیدا می کردیم. نتیجه مصالحه در کار ما همیشه چیزی بدی است.

 

 


طرح اسلینگر برای اپل مدولار لیزا 1982[2]


لینک به بخش بعدی



[1] ترجمه آزاد از مصاحبه سایت بیزینس اینسایدر با هارتموت اسلینگر

[2] Esslinger's design for a modular Apple Lisa from 1982




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۱